الشيخ محمد علي الگرامي القمي

57

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

ابن سينا در پاسخ ابوسعيد گفته است علم به نتيجه در ضمن كبرى اجمالى است و در نتيجه به تفصيل مىآيد . و همين پاسخ را مرحوم سبزوارى در منظومه ذكر مىكند . توضيح مطلب اين كه بسيارى از مسائل به طور ارتكازى و اجمالى معلوم است ، ليكن مورد توجه نيست و به اصطلاح علم به علم نداريم . نظر به اين كه انسان با مفاهيم كلى انس زياد دارد از مصاديق آن‌ها و گسترش شمولى مفاهيم غفلت مىكند . فىالمثل ممكن است پيوند حيوان را با جسم بداند ، ليكن پيوند انسان با جسميت را نداند . اين است كه انسان را با حيوان پيوند مىدهد تا از طريق مفهوم حيوان با جسم نيز مرتبط گردد . قياس است كه ارتباط مزبور را روشن مىسازد . ضمناً استدلالى كه ابوسعيد و افرادى چون دكارت از طريق انتقاد مزبور بر قياس مىگيرند ، در حقيقت خود يك قياس شكل اول است . به اين ترتيب كه شكل اول قياس دور است ، و هر دورى باطل است ، بنابراين شكل اول باطل است . 2 - شبيه ايراد مزبور نقد ديگرى است كه استوارت ميل انگليسى ذكر كرده است : قياس يا تكرار معلوم است و يا مصادره به مطلوب . زيرا اگر نتيجه‌ى قياس را قبلًا مىدانيم ، پس تكرار معلوم است و اگر نمىدانيم كبرا كليت ندارد و اثبات نتيجه نمىكند . « 1 » 3 - نامبرده اشكال ديگرى ذكر كرده است . « قياس حركت ذهن را همواره نزولى مىكند . يعنى از كبرا به سوى مصاديق و افراد در حالى كه ذهن همواره حركت صعودى دارد و از افراد به سوى كلى حركت

--> ( 1 ) - / سير حكمت در اروپا ، شرح حال استوارت ميل